محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
607
خلاصة الحكمة ( فارسى )
غليظ عبارت از نبضى است كه زائد در عرض و شهوق باشد ؛ يعنى مركّب از هر دو . و سبب آن ، قوّت قوّه و مطاوعت آلت است . دقيق مقابل غليظ است . و سبب اين ، ضدّ سبب آن . معتدل ميان هر دو دليل بر توسّط حال و اسباب مذكوره است . و بالجملة ، اين انواع شش گانه ، دلالت مىنمايد بر آن چه دلالت مىنمايند بسايط اينها . غزالى نبضى است كه بكوبد به سر انگشتان كوبيدنى ، پس بار ديگر بكوبد « 1 » به سرعت ، به حيثيتى كه در بين دو حركت ، احساس به رجوع و سكون ننمايند « 2 » . و بعد از « 3 » زمانى ، باز به دستور ، دو حركت پى در پى نمايد و همچنين ؛ مانند جست و خيز آهوى « 4 » كه به سبب سرعت و جلدى ، سكون ميان دو حركت آن خوب محسوس نمىگردد . و اين نيز « 5 » شبيه به « واقع فى الوسط » است . و فرق ميان هر دو در آن جا - إن شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد . و اين ، دلالت بر شدّت حاجت به ترويح و قوّت مىنمايد . و سبب « 6 » اين ، همان اسباب سرعت و تواتر است . منشارى نبض سريع متواتر صلب مختلف الأجزاء در شهوق و غور و ارتفاع و انخفاض را نامند كه بعضى اجزاء آن شاهق منبسط و بعضى منخفض ضيق و بعضى متقدّم و بعضى متأخّر
--> ( 1 ) . ب : ( بكوبد ) حذف شده . ( 2 ) . الف : ننمايد . ( 3 ) . ب : ( از ) حذف شده . ( 4 ) . ب : آهو . ( 5 ) . ب : و نيز اين . ( 6 ) . ب : به سبب .